جوابیه!

جولای 9, 2007 با shirzad

سلام  دوستان

از شما خیلی ممنونم که اینقدر به وبلاگ من لطف دارین و مطالب اون رو دنبال میکنین . امروز میخوام یه جوابیه در مورد یکی از نظراتی که در پست قبلی دوستی مطرح کرده بودن بنویسم . اولش خواستم همونجا تو بخش نظرات بنویسم ولی چون دیدم هم مطلب زیاده و هم خیلی مهم گفتم همینجا بنویسم تا بقیه هم باخبر بشن

tip برای درک بهتر این مطلب پست قبلی « آزادی – لینوکس - اوبونتو! » و قسمت نظرات اون رو بخونین

نوشتن : هر کسی بدونه سیستم عامل چیه میدونه ویندوز تنها سیستم عامل نیست!

> باید بگم که اصلا اینطور نیست ! من این مقاله رو برای مخاطب معمولی نوشتم نه ادمین شبکه ! من شخصا آدمهایی رو دیدم که تصورشون از سیستم عامل فقط ویندوز هست مثلا یه بار رفته بودم یه فروشگاه نرم افزار فروشی یه نفر اومد تو گفت آقا ببخشید « ویندوز لینوکس » دارین؟!؟!؟!؟ . یعنی ایشون ویندوز رو به عنوان سیستم عامل و لینوکس رو به عنوان یک نوع از سیستم عامل میشناسه!

نوشتن : اینجا آخرین قیمتی که از ویندوز دارم 80000 تومان هست نه 500000 تومان

> باید بگم که من منظورم جدیدترین نسخه ویندوز یعنی  « ویستا » بود که کمترین قیمتش 400 دلار و بیشترینش 700 دلار« در استرالیا » هست . در ضمن شما میدونین ولی بزارید دیگران هم بدونن که لینوکس به معنی رایگان بودن نیست !

نوشتن : تا اونجایی که میدونم کسی برای پرزنت کردن کامپیوتر خونگیش رو برنمیداره ببره و باز هم تا اونجایی که یادم میاد بر روی 90٪ از لبتاپ ها ویندوز اورجینال با نرم افزار افیس اورجینال وجود داره. و بعد یعنی پلیس توی یه کنفرانس علمی همینجور بیکار اومده نشسته و منتظر دست گیر کردن شماست بعنوان یه تروریستی که نرم افزاری که داره پرزنت میده لایسنس نداره.!!!؟؟؟

> در مورد ویندوز اورجینال روی لبتاپها باید بگم که نهایتش کسی زرنگ باشه 2 سال میتونه ویندوزش رو سالم نگه داره و باید یه روزی عوضش کنه یا یه نسخه جدیدتر نصب کنه نه؟ . درسته پلیس منتظر نیست که ما رو به عنوان تروریست دستگیر کنه ولی اگه دستگیر کنه چی ؟ شما جوابگو هستین؟؟!؟ . در ضمن من این رو توی یه وبلاگ خوندم که براش این موضوع پیش اومده بود!

نوشتن : باید برم اینو به بچه های سی دی فروش بازار بگم احتمالا براشون جک سال میشه!!! البته نه اینکه این قانون نیست یا عملی نمیشه . فوقش میشیم مثل کشور چین یا روسیه.

> باید بگم که این خبری بود که تو اخبار تلوزیون و سایتها دیدم . درسته الان نمیتونن همه cd فروشها رو جمع کنن ولی این یه پروژه دراز مدت هست و عملی شدنش صد در صد هست . پس چرا ما نباید خودمونو از الان اماده کنیم؟

نوشتن : دانه فلفل سیاه و خال یار من سیاه اما این کجا و آن کجا !!!!!!!!!!!!!

> باید بگم که این حرف تا حدودی درست هست و صد البته در ایران چون تو خود آمریکا هم خیلی ها از سیستم عامل مکینتاش استفاده میکنن و راضی هم هستن . در ضمن همونطور که گفتم با اومدن اوبونتو وضع فرق خواهد کرد

نوشتن : خیلی دوست دارم که هاست های معروف و یا نیمه معروفی رو بهم نشون بدی که ای اس پی دات نت رو ساپرت نمی کنه.

> باید بگم که من زیاد از هاستهای معروف دنیا خبر ندارم ولی اینو میدونم که تو هر هاستی که بری هم پلان ویندوز هست و هم لینوکس و این که هر دوتا هستن به خاطر منفعت خودشون هست نه چیزه دیگه .  در ضمن من توی یک نظر سنجی که قبلا انجام دادم اکثرا همه به خاطر اینکه سرورهای ویندوز زیاد باگ دارن و سریعتر هک میشن « یعنی هر جوجه هکری امکان داره که یه کارایی بکنه و این شاید به خاطر این باشه که حد اقل تو ویندوز یه کابر حرفه ای هست و ضعفهاشو میشناسه » حاضر نیستن سایتشون روی سرور ویندوز باشه . در ضمن به غیر از مایکرو سافت شما یه شرکت یا سایت معروف   ( گوگل – یاهو – ویکیپدیا و … ) رو نشون بده که روی سرور ویندوز باشه!

> در مورد نبودن زبان فارسی تو OO.o 2.0 باید بگم که این ربطی به سیستم عامل نداره و کلا زبان فارسی یک زبان مستقل و کامل نیست بلکه زیر مجموعه زبان عربی هست و تو سایت یونسکو هم میتونین ببینین که زبان فارسی به عنوان 32 مین زیر مجموعه عربی هست ! و مایکرو سافت هم به خاطر سود بیشتر فارسی رو به ویندوز از رده خارج اکس پی اضافه کرده وگرنه دل خوشی از ما نداره یا عاشق چشمو ابروی ما نیست! 

در هر حال من قصدم از اینکه این مقاله رو نوشتم بدگویی از ویندوز نبوده بلکه میخواستم اونایی که شبا از اینکه کل دنیا اونو دزد خطاب میکنن نمیتونن بخوابن بدونن که راهی هست که از این کابوس رهایی پیدا کنن. وگرنه ویندوز هم سیستم عامل خوبی هست و من شخصا بهش مدیون هستم ! اما چه کنیم که بهترینها برنده هستن!
در ضمن من یه صفحه جدید تو وبلاگم درست کردم که برای ارسال اوبونتو به شما عزیزان هست برای اصلاعات بیشتر در قسمت صفحات به « اوبونتو نداری؟ » مراجعه کنین . منتظر نظرات زیبای شما هستم

 

آزادی – لینوکس – اوبونتو!

جولای 8, 2007 با shirzad

امروز میخوام در مورد سیستم عامل اوبونتو حرف بزنم  اما قبل از آن بگذارید کمی کلی تر درباره لینوکس حرف بزنیم اما من اینجا قصد ندارم در باره مسائل فنی سیستم عامل و مقایسه آن با ویندوز حرف بزنم ولی همین را بدانید که از نظر هسته سیستم عامل , ویندوز حرفی برای گفتن در برابر لینوکس ندارد و این دلایل مختلفی دارد که صحت آن را میتوانید در سایتهای رسمی پیدا کنید در ضمن خودتون هم میتوانید امتحان کنید و البته در حین کار متوجه این موضوع خواهید شد .

tipتوجه :  این مطلب رو از وبلاگ قدیمی خودم به اینجا منتقل کردم

اکثر کاربران در دنیا بر این باورند که سیستم عامل یعنی ویندوز که صد البته این باوری کاملا غلط و نادرست میباشد و کسانی که این حرف را میزنند یا  از روی جهل و نادانی این حرف را میزنند یا اینکه مایکروسافت و البته ویندوز برایشان نفع مالی دارد ( مثلا برنامه نویسان ) . شاید شما به عنوان یک کاربر عادی که روزانه چند دقیقه از اینترنت استفاده میکنید و به مسائل فنی کاری ندارید بگویید که همه چیزهایی که لینوکس میتواند برای من فراهم کند ویندوز هم آنها را دارد که البته این حرف تا حدودی منطقی و قابل قبول است اما به یاد داشته باشید همین ویندوزی که شما استفاده میکنید و آن را به قیمت 500 تومان از بازار تهیه کردید در واقع قیمت اصلی ان 500,000 تومان است و شما به طور غیر قانونی از آن استفاده میکنید که البته این به خاطر نبود قانون کپی رایت در ایران است وگرنه در کشورهای دیگر مثلا خود آمریکا که ویندوز در آن تولید میشود اگر از ویندوز کپی شده استفاده کنید باید کلی جریمه بدهید و صد البته چند ماهی را باید آب خنک بخورید! . مثلا فکر کنید وقتی که به سلامتی دکتر یا مهندس شدین و برای شما از یه کشور خارجی یه دعوتنامه برای حضور در یک کنفرانس اومد و شما با هزار ذوق و شوق خودتونو خودتونو آماده میکنین تا سوار هواپیما بشین و برین بدونین که این هواپیما مقصدش در واقع مقصدش در واقع زندان گوانتانامو ( یا یه جایی همون دورو ورا ) هست چون بعد از اینکه شما با نرم افزار powerpoint مایکروسافت یک پرزنت ارائه دادین پلیس بعد از اینکه بدونه شما ایرانی هستین صد در صد لایسنس اون نرم افزار ها رو از شما خواهد خواست و این نتیجش همونی میشه که من گفتم ( همون گوانتانامو و…) . بله این است واقعیت و این را بدانید که تصویب قانون کپی رایت در ایران امری است که 100% اتفاق خواهد افتاد البته نه در سالهای آینده بلکه همین الان که من دارم این مقاله رو مینویسم از یه هفته پیش اعلام شده که اگر پلیس در خیابان دست هر کس cd کپی شده ببیند بدون شاکی خصوصی بازداشت خواهد شد و باید جوابگو باشد!

البته یکی از دلایلی که ایران نمیتواند عضو سازمان تجارت جهانی شود همین موضوع کپی رایت است که برای پیشرفت باید عضو این سازمان بشود که بقیش رو هم که خودتون میدونید … و اون موقع شما که در اوج حرفه ای بودن در ویندوز هستید آیا حاضرید 700,000 تومان بدهید و یک ویندوز ویستا بگیرید که پدر سیستمتان را دربیاورد!  مسلم است که هیچ کس اینکار را نمیکند و دولت ایران هم این را خوب میداند که موضوع سیستم عامل ملی را مطرح کرده است ( البته این سیستم عامل ملی جز یک فارسی ساز چیز دیگه ای نیست! همانند خودروی ملی که بهتره بگیم رنگ و لاستیک ملی! ) . اما در حالت کلی حسی که شما موقع استفاده از لینوکس به عنوان یک سیستم عامل آزاد دارید یه چیز دیگه است . شما وقتی میدونید نرم افزاری که الان دارید با اون کار میکنید کاملا قانونی و حتی کد منبع آن در اختیار شماست و به راحتی میتونید در اون تغییرات بدین و این به هیچ کس هم ربطی نداره! چه حسی بهتون دست میده ؟  الان شما فکر کن کد منبع ویندوز رو الان در اختیار دارین . خوشحال میشین نه؟ اما وقتی شما در این توهمات و افکار هستین من کد منبع یک سیستم عامل بهتر و قدرتمند تر از ویندوز رو در اختیار دارم! و دارم باهاش این مطلب رو برای شما مینویسم.

در مورد نرم افزارها هم بگم که تقریبا همه نرم افزارهایی که تو ویندوز دارین استفاده میکنین معادلش تو لینوکس هم هست فقط با یه نام دیگه و ظاهر دیگه . هیچ جای نگرانی نیست!

خدمت برنامه نویسان عزیز هم عرض کنم که نهایتش اینه که شما استاد دات نت بشین اما وقتی که مثلا خواستین سایتتونو ارتقاع بدین مسئوولان سرور به شما میگه که رو این سرور ویندوز نصب نمیشه! اون موقع چه حسی بهتون دست میده؟ ( توجه کنید که لینوکس حتی روی موبایل و پلی استیشن هم نصب میشه چه برسه به یه کامپیوتر! « هر معماری که میخواد باشه » ) . اون موقع به خودتون میگین که ای کاش به جای asp و sql server رفته بودین سراغ php و mysql که در برتری این دوتا به محصولات مایکروسافت شک نکنید! ( رو کامپیوتری که دات نت حتی نصب نمیشه چه برسه به اجرا شدن iis و asp شما میتونید apache رو نصب کنید با php برنامه بنویسید و حتی سیستمتون رو به یه میزبان تبدیل کنید که از طریق اینترنت قابل دسترسی باشه!!!! ) .از نظر امنیت هم که کل دنیا در برابر لینوکس سر تعظیم فرود میارن و همه شاهدین ( به خاطر کرنل چند لایه ای به این راحتی ها تخریب نمیشه ) . پس زنده باد لینوکس! و زنده باد آزادی!

به خاطر همین open source بودن شرکتهای زیادی روی لینوکس کار میکنن و توزیعهای متنوعی با اسم خودشون بیرون میدن ( البته تحت گواهینامه GPL) از معروفترین اونها  : suse , fedora core , mandriva و… که بعضی از این توزیعها رو شرکتهای بزرگی مثل hp , novell , sun microsystems پشتیبانی میکنن خب اونا هم میدونن که …

در پایان خدمت شما عرض کنم که لینوکس واقعا هیچ چیز از ویندوز کم نداره و فقط یه اشکالش قبلا این بود که نصبش سخت تر از ویندوز بود البته همون طور که گفتم قبلا این اشکال رو داشت اما الان با وجود توزیعهایی مثل ubuntu دیگه نمیشه این حرف رو زد چون نصب اوبونتو به مراتب آسانتر از xp هست و در ضمن اوبونتو این خاصیت رو داره که بدون نصب کردن هم میتونید ازش استفاده کنید ( از روی cd بوت میشه ! ) .

معرفی اوبونتو : ( اوبونتو یک واژه آفریقایی به معنی انسانیت برای همه میباشد )

لینوکس Ubuntu ( اوبونتو)‌ در اکتبر 2004 توسط کمپانی canonical در آفریقای جنوبی و همانند اکثر توزیع های لینوکس تحت گواهی GPL عرضه گردید . اوبونتو که مبتنی بر Debian (همان سیستم عاملی که مایکروسافت سالهاست تو سرورهاش ازش استفاده میکنه ) بوده و آخرین نسخه پایدار آن 7.4 می باشد که Cd های Live آن نیز در بازار موجود می باشد.

اوبونتو برای استفاده به عنوان رومیزی و کارگزار (سرور) مناسب است. نسخه فعلی اوبونتو از معماری‌های سخت افزاری مختلف شامل انواع PC های Intel x86 و 64bit و همچنین ماشین‌های UltraSPARC T1 شرکت SUN و PowerPC شرکت Apple پشتیبانی می‌کند.

اوبونتو دارای بیش از ۱۶۰۰۰ بسته نرم‌افزاری است و هسته اصلی آن بر روی یک سی‌دی عرضه میشود. اوبونتو دارای انواع ابزارهای نرم‌افزاری از نرم‌افزارهای کاتب و صفحه گستردهٔ اداری تا کارگزارهای اینترنتی و ابزارهای مناسب برنامه‌نویسی است.

توزیع بسیار زیبای اوبونتو به راستی که روح و معنای واژه اوبونتو را در کالبد نرم افزار میدمد . اوبونتو همان سیستم عاملی هست که شرکت dell چند هفته پیش اعلام کرد از این به بعد اوبونتو را هم به صورت پیشفرض در کنار ویندوز در لپ تاپ هایش نصب خواهد کرد ( مثل اینکه این انحصار طلبی عمو بیل داره کار دستش میده!!! ) یکی از محاسن اوبونتو و لینوکس اینکه فن لپ تاپ مجبور نیست همیشه با آخرین سرعت کار کنه چون سیستم اصلا داغ نمیکنه! و همین موضوع مساویه با مصرف کم باطری که برای کسایی که لپ تاپ دارن از نون شب هم واجبتره! البته در مقابل این میتونین تو اخبار اینترنت بخونین که چند تا ازشرکت های سازنده لپ تاپ جدیدا گفتن که ویستا واقعا پدر باطری رو در میاره؟!؟! . در ضمن توی اوبونتو مثل ویندوز نیست که هارد شما تقریبا همیشه داره کار میکنه ( به خصوص اگه هاردتون ساتا باشه صدای وحشتناکی هم همیشه از هارد به گوش میرسه ) و هر وقت که لازمه کار میکنه و این خیلی توی طول عمر هارد تاثیر میزاره نه؟

 اوبونتو همان سیستم عاملی هست که در آخرین روزهای سال 2006  در لیست 100 محصول برتر سال قرار گرفت جایی که اسمی از ویندوز در آن نبود؟!؟!؟ و همچنین در بین 5 محصول برتر برنامه نویسی هم قرار گرفت .  بله دوستان دوران سلطنت ویندوز داره به سر میاد و مثل همیشه طرفداران آزادی پیروز خواهند بود!! و من هم شما رو از همین تریبون دعوت میکنم که به ما بپیوندید و لذت آزادی رو حداقل در دنیای نرم افزار بچشید!!!!

برای اطلاعات بیشتر درباره اوبونتو به سایت ubuntu.ir بروید و از منابع اون استفاده کنید . آخرین نسخه اوبونتو  نسخه 7.4 با نام مستعار Feisty Fawn ( آهوی چابک ) هست که اگر نتونستید تهیه کنید میتونید به سایت shipit.ubuntu.com برید و با پر کردن فرم به صورت رایگان از طریق پست دریافتش کنید ( البته یه کم طول میکشه . آفریقای جنوبی کجا و ما کجا؟!! ) البته اگه کسی زودتر میخواد آخرین نسخه اوبونتو رو داشته باشه فقط کافیه به من یه ایمیل بزنه تا براش بفرستم .

در پایان یه جمله ای بهتون بگم که که تو فیلم « شجاع دل » شنیدم که مل گیبسون به سربازانش گفت « اونها میتونن جان ما رو بگیرن ولی آزادی ما رو هرگز! » . من هم به شما میگم آزادی در انتظار شماست اگر و فقط اگر … 

اگر هم میخوایین بدونین چرا اوبونتو کار میکنم کافیه به اینجا یه سری بزنین.

منتظر نظرات زیبای شما هستم.

“رنج” مجوز “مرگ” نیست …

جولای 3, 2007 با shirzad

سلام امروز میخوام در مورد یه فیلم بنویسم . اسمش هست  ” دریای درون ” ساخته ” آلخاندرو آمنابار ” که  تا اینجا فیلمهایی که از اون دیدم یکی از کارگردانان محبوب من هست . احتمالا شما هم یکی از شاهکارهاش « دیگران » رو دیدین . من چون علاقه شدیدی به سینمای معناگرا دارم اکثر مطالب وبلاگم رو تو این زمینه مینویسم چون اعتقاد دارم فیلم خوب میتونه از یک انسان یک انسان دیگری بسازه و تاثیرش رو من خودم حس کردم . حالا میپردازم به معرفی فیلم :

tip خطر لوس شدن « ممکن است این مطلب پایان داستان را لو بدهد »

فیلم “دریای درون” به کارگردانی آلخاندرو آمنابار محصول سال 2004 اسپانیا به زندگی یک معلول قطع نخاعی می پردازد که 27 سال است در خانه برادرش با سخت ترین شرایط زندگی می کند، رامون که همه سعی اش را برای گرفتن اجازه قانونی برای مرگ مصروف می کند ، نهایتا موفق نمی شود . ولی در این راه با خولیا آشنا می شود که  به  او در چاپ و انتشار کتابش کمک می کند، با وجود موفقیت و شهرت ، رامون نهایتا با نوشیدن ماده سمی  در  مقابل  دوربین  خودکشی میکند، خولیا نیز به بیماری فراموشی و کوری دچار می شود.

نمایی از فیلم دریای درون - رامون در خال نوشتن کتاب

محور و سئوال اصلی فیلم این است که انسان تا چه میزان در برابر “زندگی” خود، “حق” و “آزادی” دارد و گستره این حق تا کجاست و آیا انسان این “حق” را دارد به خاطر رنج هایش، بطور قانونی ، مرگ را طلبد کند؟

در نگاه اول، هر چند ”دریای درون” تلخ و مایوس کننده می نمایاند، اما چندبعدی بودن و خصلت آینه وار بودن فیلم و ایجاد  بستری عادلانه برای تقابل منصفانه دیدگاههای مختلف در مورد زندگی و مرگ و انسان، بر تلخی اولیه آن می چربد و با وجود پایان غم انگیز، فیلم نوعی شعف و شیرینی خاص را بر ذائقه مخاطبان می نشاند.

بدون تردید نقطه قوت فیلم آمنابار (که لبخند تمسخرآمیز رامون به زندگی! چاشنی دائمی سکانس هایش است) دیالوگ های قوی و جانداری است که بین شخصیت ها رد و بدل می شود و همین دیالوگ های بیادماندنی و جالب است که در حقیقت یک بحث کلامی ـ فلسفی جذاب را با ساده ترین کلمات و اصطلاحات به مخاطب عرضه می کند و حتی مخاطب عام نیز کاملا در جریان مضمون پیچیده و فلسفی و البته انسانی فیلم قرار می گیرد و حتی می تواند در مورد آن به قضاوت بنشیند.

“دریای درون” آفرینش تصویری “تمام عیار” از رنج و اختیار و آزادی و در نهایت مرگ یک انسان است. ممکن است کسانی در نگاه ظاهری و اولیه فکر کنند فیلم تبلیغ ” نیهیلیسم و پوچگرایی ” است، ولی وقتی در کشاکش دیالوگ های تاثیرگذار فیلم و جایی که رامون با قوانین اسپانیا ـ که کمک به مرگ بیماران صعب العلاج را ممنوع می شمارد ـ مواجه می شوند، این افراد نمی توانند بر عقیده قبلی خود پای فشارند.

مخاطب در طول فیلم درمی یابد که حتی انسانهای لائیک و پوچگرا هم مجبور به پذیرفتن “روایت الهی” از حق انسان برای زندگی هستند و بر این اصل تکیه می کنند که “زندگی انسان، متعلق به او نیست که هر تصمیمی بخواهد برای آن بگیرد” … که اگر “رنج” مجوز “مرگ” باشد و انسان هر آن آزادی انتخاب مرگ را داشته باشد، دیگر هیچ انسانی روی کره خاکی زنده نمی ماند.

یا  در نیمه دوم فبلم، وقتی مبارزات رامون و دوستان حقوقدانش را برای اخذ حق مرگ شاهد هستیم، از زبان دوست وکیل رامون که در قامت یک وکیل از حق او و سایر معلولان قطع نخاعی برای “خودکشی” ـ و به زعم آنان رها شدن از زندگی خفت بار ـ دفاع می کند، می شنویم که “اینکه دولت اجازه نمی دهد شهروندی خود به زندگی خفت آمیزش پایان ندهد، فقط برای کسانی که به متافیزیک اعتقاد دارند، منطقی است.”

در طول فیلم می توان نتیجه گرفت که رامون شخصیتی کاملا غیرمذهبی دارد، یا به بیان بهتر، کارگردان، با هنرمندی تمام، رنج و آلام و دنیای ذهنی و درونی یک فرد غیرمذهبی را به تصویر می کشد، خصلت غیرمذهبی بودن رامون باعث شده مراتب غیرمحسوس “وجود” و لذت های ماورایی زندگی مثل “عشق” را نفهمد و با اسارت در چنبره رنج های روزمره ناشی از بیماری، احساس کند تنها ره رهایی از ذلتی که در آن به سر می برد، مرگ است. رامون در اواخر فیلم به زنی که به او برای خودکشی کمک می کند و به او علاقه مند شده می گوید: “من هرگز نتوانستم بفهمم عشق چقدر حقیقت دارد؟”

اینکه اعتقاد به خداوند و متافیزیک چنان طبیعی و فطری و غیرقابل انکار است که انکار آن فقط باعث نفی همه مراتب وجود و تسلیم محض و سیاه در برابر پوچی ها می شود، می تواند به عنوان پیام غیرمستقیم فیلم “دریای درون” تاویل شود، پیامی که مهم نیست کارگردان به عمد یا به سهو آن را در فیلم گنجانده یا نه، ولی به دلیل تصویرگری کامل و ماهرانه فیلم این مضمون به خوبی از آن قابل تفسیر است.

بی شک به تصویر کشیدن روح الهی حاکم و جاری بر طبیعت و وجود که ناخودآگاه به نشان دادن سرنوشت سیاه و تاریک طبیعت و انسان بدون اعتقاد به خدا و متافیزیک منتهی می شود، می تواند یک مفهوم از سینمای دینی باشد.

رامون، هر چند در پایان فیلم موفق می شود ایده خود را اجرا کند و بمیرد، ولی مخاطب در پایان فیلم با دیدن سلوک و جریان زندگی و توانمندی ها و درخشش ها و موفقیت های رامون، به او این “حق” را نمی دهد که خودش را بکشد و باز هم دلیلی قانع کننده برای مرگ رامون نمی یابد، هر چند به خواسته و اختیار او احترام می گذارد.

می توان گفت فیلم “دریای درون” در ستایش “اختیار” ساخته شده، اختیار آدمی عالی ترین و گرانبهاترین دارایی انسان است، اما در همین فیلم به روشنی می بینیم که “اختیار” بدون “اراده” به مرگ (که انتخابی آسان برای فرار از رنج هاست) منتهی می شود.

و باز هر چند قهرمان فیلم، با سرسختی و لجاجت “مرگ” را انتخاب می کند، اما از طعم تصویری و معنایی فیلم می توان دریافت که این همه غرض و مقصود سازنده نیست: یکی از سکانس های بیادماندنی “دریای درون” جایی است که رامون در خودرو مخصوص حمل معلولان در حالی که به سمت مرگ حرکت می کند، در دشت های سرسبز روح جاری و حضور جادویی زندگی و وجود را (که بسیار برتر از نقض و رنج است) می بیند و می شنود و حس می کند: دختربچه ای شاد که در دشت می دود، دوچرخه سواری در سراشیبی مسیر ولی امیدوار، ولی رامون فقط با دیدن این مناظر بدیع و سرشار از روح زندگی لبخندی تلخ می زند … گویی رامون اراده لازم را برای بهرمندی از ظرفیت های وجود ندارد یا نمی خواهد داشته باشد.

نمایی از فیلم دریای درون - خولیا دوست رامون

از سوی دیگر دیالوگ های “دریای درون” کنایه ای به کلام مسیحی نیز هست. یکی از فصول اصلی فیلم مجادله رامون با کشیشی است که به قصد منصرف کردن او از خودکشی به محل زندگی اش آمده است. این کشیش که از قضا مثل رامون قطع نخاع است از مواهب زندگی و وجود برای رامون می گوید و اینکه “زندگی فقط “حرکت” نیست، دویدن یا پا زدن به توپ!” و رامون به او نهیب می زند: “زندگی حق انسان است نه خدا!”

یا هنگامی که کشیش به رامون می گوید: “آن آزادی که به زندگی پایان دهد، آزادی نیست”، رامون پاسخ می دهد: “آن زندگی هم که به آزادی پایان دهد، زندگی نیست!” برای رامون به دلیل خصوصیات شخصیتی اش، زندگی بدون آزادی (آزادی جسمانی و مادی) تصورپذیر نیست و همین او را به بن بست می رساند.

به نظر من این فیلم رو ببینین بد نیست . میتونه خیلی برای یک انسان مفید باشه!

حرف اول

جولای 2, 2007 با shirzad

سلام

با اجازه تون میخوام از امروز به بعد اینجا یه چیزایی ( از همه چی ) اینجا بنویسم . البته من قبلا هم تو سرویسهای دیگه  وبلاگ نویسی میکردم ولی ورد پرس رو تازه کشف کردم ( از همه بهتره ) و میخوام از این به بعد تو ورد پرس بنویسم . امیدوارم که روزهای خوشی رو در کنار هم داشته باشیم

با تشکر