سلام
خيلي منتظر امروز بودم ، يعني روزي که بتونم تو وبلاگم در مورد يک شاهکار بنويسم ، هموني که مسير زندگي منو تغيير داد !؟! . امروز ميخوام در مورد ديگران بنويسم ولي آيا ديگران کيستند؟!؟!؟
فيلم ديگران با کارگرداني بينظير « آلخاندرو آمنابار » و بازي خارق العاده « نيکول کيدمن » محصول سال 2001 آمريکا مطمعنا ذهن شما را براي مدتي به خود مشغول ميکند ، آنچنان که ميتوانيد پاسخ خيلي از سوالهايي که از روز ازل با شما بوده را از فيلم بگيريد! البته اين فيلم به قدري معروف هست که به احتمال زياد ديدينش ، ولي شايد مواردي باشد که از ديد شما پنهان مانده باشد و من به خاطر همين سعي کردم نقد کوتاهي از اين فيلم داشته باشم.
داستان فيلم به طور خلاصه از اين قرار است :
در آخرين روزهاي جنگ جهاني دوم زني جوان به اسم Grace « کيدمن » با دو فرزندش به يک عمارت بزرگ مربوط به دوران ويکتوريا مي رود تا در امان باشند و منتظر شوهرش مي ماند که از جنگ برگردد . بچه ها بيماريي دارند که آنها نمي توانند در معرض نور مستقيم خورشيد قرار بگيرند . زمانيکه گروهي خدمتکار جديد وارد عمارت مي شوند ، حوادث عجيب و وحشتناکي آغاز مي شود . دختر Grace مي گويد که او يک روح را که مدام در اتاقها رفت و آمد مي کند ديده است . ابتدا Grace باور نمي کند اما کم کم حس مي کند که مزاحمي در ساختمان وجود دارد . اين مزاحم چه کسي است و از خانواده Grace چه مي خواهد ؟
ديگران چه کساني هستند ؟ ارواح مردگان پس از مرگ کجا زندگي ميکنند ؟ ايا در همين جهان و يا جهاني ديگر . آيا ميتوان با ارواح مردگان ارتباط داشت يا نه؟ اين سوالات مجهول را تا حدودي و در حد باورهاي قابل لمس در فيلم ديگران ميتوان به پاسخي معقول رسيد… . فيلم داستان خانواده اي است که از يک شهر ويا روشن تر بگويم از يک سرزمين ديگر و
يا جهاني ديگر به مکان جديد نقل مکان ميکند در اين خانه و مکان جديد چند مستخدم وجود دارد که از ديگران و مزاحميني صحبت ميکند که پا در حريم انها ميگذارند و موجبات ترس خانواده ميشود و البته حقيقتي که هنوز اعضا خانواده جديد از آن بي اطلاع هستند . اعضا خانواده هيچ وقت نميتوانند از خانه دور بشوند چون به خاطر مه زياد ممکن است دچار خطر شوند… . در يکي از سکانسهاس شاهکار اين فيلم که کمتر کسي به ان توجه کرده پدر خانواده از جنگ به صورت کاملا پريشان برميگردد و در حالي که روي تخت نشسته و روبه روي اينه اما اينه هيچ کسي و هيچ تصويري را نشان نميدهد… و فيلم تا جايي پيش ميرود که چهره مزاحم واقعي بايد نمايان شود .
اما پس از ديدن اين فيلم انسان دچار يک نوع شوک و بهت زدگي ميشود و نا خوداگاه به فکر فرو ميرود همان کاري که عوامل فيلم ميخواستند . براي توليد اين فيلم کارگردان فيلم با چند کليسا ، انجمن احضار ارواح انگلستان و اساتيد متافيزيک ملاقات ميکند تا اطلاعاتي درست به دست بياورد تا بتواند فيلمي بسازد که به واقعيت نزديک باشد . اين فيلم نا خوداگاه با آموزه هاي ديني ادغام ميشود و حالتي معنوي بوجود مي آورد… انسان همواره به اين فکر ميکند که از کجا امده و به کجا ميرود . و جهان ديگر چگونه جهاني است جواب اين سوال تا حدودي در آموزه هاي ديني به خصوص اسلام و مسيحيت کاتوليک آمده است که ارواح پس از مرگ به جهاني موقت بين اين جهان و جهاني ديگر(عالم برزخ) انتقال داده ميشوند و حق ندارند به جهان زندگان پاي بگذارند مگر تحت شرايطي … دريک سکانس از فيلم پدر خانواده باز ميگردد و ميگويد من وقت زيادي ندارم و بايد برگردم … و بجنگم … اين همان اعتقاد مسيحيت و کاتوليک هاست که عده اي زيادي از انها عقيده دارند انسان پس از مرگ به چيزي و کاري و موضوعي که در دنيا به ان علاقه داشته تبديل ميشود. همين موضوع مهم ، دستمايه اي است براي فيلم سازان هاليوود که با همين چراهاي ذهن بينندگان فيلم سازي ميکنند و الحق که فيلمهاي خوب و معناگرايي ميسازند از موضوعات جهان پس از مرگ ، تناسخ ، فرشتگان و شيطان و…
در نهايت و پايان فيلم … . و نتيجه گيري فيلم ديگران : ترس از ارواح را بي دليل اعلام ميکند و ارواح را موجوداتي بي خطر و بي آزار نشان ميدهد که اتفاقا انسانهاي زنده مزاحم انها هستند ، نتيجه ميگيريم که درد و رنج در جهان ديگر وجود ندارد ، نتيجه ميگيريم که در آنجا در کنار خانواده خود و کساني که دوستشان داريم خواهيم بود ، نتيجه ميگيريم که شب و روز بايد شکرگذار خداوند بزرگ باشيم به خاطر اينهمه لطف … ، نتيجه ميگيريم که همه سختيها و پستي و بلندي هايي که در اين دنيا شاهد اون هستيم در واقع يک امتحان است و ما را براي رفتن به جايي که به ما وعده داده شده است آماده ميکند…
ديگران در تلوزيون جمهوري محترم اسلامي ايران :
چند وقت پيش اين فيلم از تلوزيون پخش شد ، که البته پخش نميشد بهتر بود ! . علاوه بر اينکه خيلي جاهاش رو مثل هميشه سانسور کرده بودند ، به خاطر اينکه ديگران يک فيلم مذهبي است ، خيلي از ديالوگ ها رو هم تغيير داده بودند ! من براي اولين بار اين فيلم رو از ويدئو کلوب گرفته بودم و وقتي از تلوزيون پخش شد اين موضوع رو متوجه شدم . مثلا در جاهايي که صحبت از دين مسيحيت و سوالهايي که دختر Grace از روي کنجکاوي از او ميپرسيد . مثلا در نسخه اصلي فيلم دختر به مادرش ميگويد : من قبول ندارم که روح القدس يه پرنده است و قبول ندارم خدا جهان رو فقط در 7 روز خلق کرده !، و در نسخه جمهوري اسلامي اون اينطوري تغيير داده شده : من قبول ندارم که برگ درختها در پاییز به خاطر اراده خدا ميريزه !!! ( البته يادم نيست که عين اين رو ميگه يا نه ولي يه همچين چيزهايي بود ). البته خيلي زياد هست ولي من در حال حاظر حضور ذهن ندارم و نميتونم نسخه جمهوري اسلامي اونو گير بيارم و مقايسه کنم .
اگر شما اين فيلم رو نديده ايد ، ديدن اون رو شديدا بهتون پيشنهاد ميکنم و مطمعن باشيد که هر پاياني را براي اون متصور بشيد درست نيست !!!
اکتبر 1, 2007 در t 5:12 ب.ظ
سلام فرهاد جان
ممنون از اینکه مطالبی رو رد باره ی این فیلم خوب در اختیار ما قرار دادید
حتما دوباره این فیلم رو میبینم و از این زاویه هم بهش توجه میکنم…
ولی خیلی جالب و زیبا دیده بودید…
تا بعد…
اکتبر 1, 2007 در t 7:13 ب.ظ
سلام دوست عزیز
همون طور که گفتی دیگران واقعا فیلم فوق العاده ایه البته اگه به زبان اصلی باشه.خسته نباشی.
اکتبر 1, 2007 در t 7:14 ب.ظ
سلام فرهاد
چند تا از پستات را تازه خوندم
از محمودیزم خیلی خوشم آمد عکس های جالبی هم گذاشته بودی
اما در مورد دیگران من هم از دیدنش لذت بردم
موفق باشی……..
اکتبر 1, 2007 در t 7:21 ب.ظ
دوست عزیز مطلب خوبتان را خواندم. ازین که به خواندنش دعوتم کردید ممنونم. بله این فیلم ایده و نگاه متفاوتی دارد به موضوعی که بسیاری از کنارش میگذرند و حل نشده باقیش میگذارند تعداد افرادی که حتی با نوعی احتیاط با آن روبرو میشوند کم نیست. موضوع تغییر دیالوگها، چیز تازهای نیست. یا حتی حذف صحنههایی که به عقیدهی برخی، زیادی هستند و سازنده احتمالا کار جالبی نکرده که ساخته و پرداختهشان کرده… این همان ماژیک سیاه روی اثر هنری کشیدن است یا کتب هنری که در برخی کتابخانهها پاره شدهبود زمانی. بیوگرافی هنرمند بود و اثرش نه. بازهم از دعوتتان متشکرم.
اکتبر 2, 2007 در t 5:01 ق.ظ
سلام
دلم تنگ شده برای همه آنچه از دست داده ام چشمانم گریانند برای هر آنچه نداشته ام دستانم پروانه ای را می خواهند كه هرگز پریدن را از یاد نبرد و روحم شوق پرواز دارد همراه با بادبادكی كه در كوچه های كودكی از میان انگشتانم رها شد و به آسمانها رفت تا همبازی فرشته ها شود .
موفق باشی
بای
اکتبر 2, 2007 در t 7:40 ق.ظ
راستش من فیلم دیگران رو ندیدم ولی خیلی تعریفش رو شنیدم .. شما هم که میگی یه شاهکاره و مسیر زندگیتون رو تغییر داده .. پس باید حتما ً دیدش .. سعی میکنم این هفته واسش یه دو ساعتی وقت بزارم ..
موفق باشید ..
یا علی ..
اکتبر 2, 2007 در t 2:48 ب.ظ
سلام
من اپم.بیا.
اکتبر 2, 2007 در t 6:09 ب.ظ
چند پيشنهاد دوستانه:
1- اين تم سرطان زده را رها كنيد! يك هفته در ميان بهم ميريزد!
2- براي ارامش اعصاب و سلامتي جاودان فيلمهاي تلويزيون را نبينيد!
اکتبر 2, 2007 در t 6:59 ب.ظ
سلام
میشه گفت من اولین نفری بودم که محمودیزم رو خوندم و اونو save كردم و به بقيه نشون دادم استقبالشون بی نظیر بود مخصوصا اون جا که پرزیدنت پای مبارک رو می خارونه فقط یادم رفته بود نظر بدم:مثل یه پیام همدردی بودبه دردمندانی مثل ما!
اکتبر 4, 2007 در t 9:26 ق.ظ
سلام. خوبی شما ؟؟
ما جسارتاً پایانش را درست حدس زده بودیم !
اکتبر 4, 2007 در t 5:13 ب.ظ
برای اینکه به سئوالاتت پاسخ بدی می توانی بری مطالب مربوط به سیاه چاله ها را مطالعه کنی قسمتی هست مربوط به اینکه آیا در سیاه چاله ها اطلاعات نابود می شود یا نه آخرین مقالات دانشمندان آمریکائی بخصوص هاپکینز را بخوان (معروف است به دانشمند نشسته روی ویلچر )
موفق باشی
اکتبر 4, 2007 در t 8:35 ب.ظ
salam dash farhad upam dadash…indafe behtar upam
اکتبر 5, 2007 در t 11:48 ق.ظ
سلام وبلگ خوبی داری.. زیبا و متفاوت..وبلاگ منم در مورد سینماست.. یه سری بهم بزن.. خوشحال میشم نظرتو در موردش بدونم همچنین اگر لینکم کنی..
اکتبر 6, 2007 در t 6:36 ق.ظ
ديگراني هستند هميشه كه گاهي با كلامي با نگاهي با سكوتي…تلنگري مي زنند و ارام مي گذرند از كنارمان…بايد هميشه منتظرشون باشيم با چشماي باز … شايد هم بسته… بايد منتظرشون باشيم…هميشه…ارام از كنارمان مي گذرند…ديگران…هميشه…انتظار…
اکتبر 6, 2007 در t 6:37 ق.ظ
علي حقيقتي بر گونه ي اساطير
يه سخنراني از دكتر شريعتي
بد نيست بخوني.
نخوندي هم مهم نيست
…
اکتبر 8, 2007 در t 8:53 ب.ظ
سلام
دیگران بهترین اثر آمنابار در دوره نه چندان بلند فیلمسازی اش به حساب می آید.
به نظر من دیگران بیش از هر چیز به ذهنیت انسان ها اشاره می کند و از این حیث اثری درون گراست.
با تشکر از این نوشته
تا بعد …….
اکتبر 9, 2007 در t 6:20 ق.ظ
سلام!
فیلمایی که تو همین صفحه ی آخر درموردشون نوشتین!یه مقدار زیادی از تاریخ اکرانشون گذشته و و خوننده ی مطلب اگر هم صاحب نظر نباشه نظر چارتا منتقد درست و درمونو در مورد اون فیلم می دونه!علاوه بر اینکه دیدن فیلم خودش یه دیدگاه رو تو ذهن تماشاچی ایجاد می کنه!مگر اینکه خوننده تون فیلم باز نباشه!
توقع داشتم وقتی بعد این مدت یکی از the others مطلب نوشته چیزی فراتر از گفته ها نوشته ها و شنیده های معمول باشه!که متاسفانه اینجوری نبود!
خداحافظ!
اکتبر 9, 2007 در t 9:39 ق.ظ
سلام
وبلاگ بروزه(البته اینبار من اپ نکردم) بیا
اکتبر 10, 2007 در t 8:41 ب.ظ
dash farhad upam bia
خود ایلیا : طنز نویس کوچک
اکتبر 11, 2007 در t 8:17 ق.ظ
سلام دوست من
فصل پائيز است و ما خود پائيزيم !
پائيز بار ديگر جسارت كرده است و به روز شدگي خود را اعلام مي كند .
اکتبر 11, 2007 در t 7:49 ب.ظ
سلام با خبری از ادی مورفی و دانیل رادکلیف اپم.. خوشحال میشم یه سری به وبلاگم بزنی
اکتبر 12, 2007 در t 4:42 ق.ظ
من با اولين پست در وبلاگ جديد به روزم ، اولين پست بعد از هك شدن ، هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستم
اکتبر 13, 2007 در t 8:58 ق.ظ
salam dash farhad gol
Upam
eidet mobarak
خود ایلیا : طنز نویس کوچک
اکتبر 17, 2007 در t 7:12 ب.ظ
salam dash farhad…upam
خود ایلیا : طنز نویس کوچک
اکتبر 19, 2007 در t 1:33 ق.ظ
سلام
با اولين مقاله به روزم ، بررسي خشونت در سينماي گنگستري .
منتظرتم
راستي من kz ام
اکتبر 22, 2007 در t 7:46 ب.ظ
salam dash farhade gole khodam…..dadasham be khatere to yeki ham shode nemiram
upam bia
خود ایلیا : طنز نویس کوچک
اکتبر 24, 2007 در t 12:16 ب.ظ
سلام
مطلب زیبایی نوشتی درباره این فیلم ………….
این فیلم رو دوست دارم و گاهی دوباره یک گریزی بهش میزنم ………….
اکتبر 30, 2007 در t 10:37 ب.ظ
salam upam dash farhad…montazeretam shadid
خود ایلیا : طنز نویس کوچک
نوامبر 2, 2007 در t 8:51 ق.ظ
http://rooznote.wordpress.com/2007/10/31
مطلبت عالی بود.
به لینک بالا یه سری بزن و ثبت نام کن.خودت یه هدیه انتخاب کن و در خونتون تحویل بگیر.امتحانش مجانیه
نوامبر 5, 2007 در t 6:31 ب.ظ
قرار نیست اینجا همین طور متروکه بمونه؟ درسته؟
نوامبر 5, 2007 در t 8:29 ب.ظ
آپم خوشحال میشم بیاین ؟!!………… راستی هیچ اطلاعی از شما و وبلاگتون ندارم …. فقط یک لینک….. به نظرت کافیه؟!!
نوامبر 6, 2007 در t 6:48 ق.ظ
با نقد پلاتون ( جوخه ) ساخته اليور استون به روزم
نوامبر 8, 2007 در t 10:17 ق.ظ
من این فیلم را سالها پیش دیدم ، سالهایی که انقدر تشنه ی پیدا کردن چراهایی که شما اسم بردی نبودم . اما این روزها گیجم ، مثل همه . دیدن این فیلم و فکر کردن بهش گیج ترم می کنه . فیلمی که چند تحلیل میشه ازش کرد ، اون هم چند تحلیل متناقض و نمیشه گفت که کدوم درست تر است . با این حال این فیلم جزو پنج فیلم محبوب منه ( که تا الان دیدم ) .
شما رو به لیست پیوند هام اضافه کردم . خوشحال میشم شما هم بلاگ منو به پیوندهاتون اضافه کنید .
نوامبر 9, 2007 در t 5:59 ق.ظ
رفيق داري كم كم عصباني ام مي كني .
چي شده ؟
چرا به روز نمي كني ؟
دلمون هزار و يك راه ميره .
حداقل يه چيز كوچولو بنويس
باور كن صحراي كالاهاري از وبلاگ تو شلوغ تره .
يه تكوني به اين خونه ي مجازي بده .
رفيقت نگرانه .
هر چي باشه ما يه رفيق بيشتر نداريم كه اسمش فرهاد باشه .
قربانت
نوامبر 10, 2007 در t 1:56 ب.ظ
سلام…..مرسی که وبلاگم آمدین …… من از صمیم قلب آرزو میکنم این وبلاگ از روکود دربیاد !!….ولی خوب شرایط شما هم قابل درکه !…..امیدوارم حالا که وقت کردین یه روح تازه به این وبلگ بدین !!…..چون ما طرفدارش به شدت منتظریم…….
نوامبر 14, 2007 در t 2:05 ب.ظ
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨) ¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨من آپيدم بيا پيشم¸.•*´¨)¸.•*´¨)¸.•*´¨)
.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
نوامبر 15, 2007 در t 7:30 ق.ظ
سلام! به نظرم جالب و خوب آمد
جولای 7, 2009 در t 10:53 ب.ظ
و همچنان معتقدم صحراي كالاهاري از وبلاگ تو به غايت شلوغ تره.
بعد از دو سال…
شاد باش و دير زي…