وزن انتقام چقدر است …

By shirzad

سلام

نمیدونم چجوری شروع کنم ! چون همین الان هم تحت تاثیر فیلم هستم و با دیدن چند بار بازم از دیدنش خسته نشدم . بله این فیلم به اندازه ای جذاب و عالی هست که شما هم بعد از دیدن فیلم مثل من خواهید بود ، حالا بریم سر اصل مطلب :

این فیلم اسمش هست « 21 گرم » به کارکردانی آلخاندرو گونزالس ایناریتو و با بازی بینظیر و بی نق21 گرمص شان پن و نائومی واتس و البته بازی بسیار عالی  بنیتسیو دل تورو .

واژه ۲۱ گرم دقیقا به مفهوم مرگ اشاره دارد زیرا طبق تحقیقات یک دانشمند اروپایی در قرن ۱۸ انسان وقتی می‌میرد ۲۱ گرم از وزنش کاسته می‌شود . فیلم به معنی و مفهوم این وزن اندک میپردازد. « به نقل از ویکیپدیا »

 

warning ! خطر لوس شدن : ممکن است این مطلب پایان داستان را لو بدهد !

جک جوردن ( بنیتسیو دل تورو ) ، یک پدر و دو دخترش را در تصادفی زیر می‌گيرد و موجب مرگ پدر و دو دختر خردسالش میشود در بیمارستان، قلب این پدر به بیماری که در حال مرگ است ( شان پن ) پیوند می‌شود و او را نجات می‌دهد. بعد از این اتفاق ، زندگی سه خانواده متاثر می‌شود. مرد با قلب پیوندی کنجکاو می‌شود خانواده‌ی فرد اهدا کننده را پیدا کند و زن بیوه هم دنبال گرفتن انتقام از قاتل همسر و فرزندانش است . همان دو موضوع باعث می‌شود زندگی قهرمان‌های فیلم به هم مربوط شود…

در این فیلم از تکنیک سکانسهای پراکنده به طرز خارق العاده ای به وسیله ایناریتو استفاده شده که بیننده در ابتدا مقداری گیج و مبهوت میشود ولی با دیدن چند باره فیلم تازه به زیبایی فیلم و داستان اصلی آن پی میبرد !

اما مسئله ای که فیلم 21 گرم را جدا از ساختار قوی و تدوین ماهرانه اش متمایز میکند این است که فیلم به عقیده من یک نگاه عمیق و دقیق به مسئله ایمان و لایه های درونی انسان میپردازد . مسائلی مثل لقاح مصنوعی و دروغگو خطاب کردن مسیح و بسیاری از موارد دیگر … جزء نکاتی هستند که البته در سایه تکنیک های سینمایی و نوع روایت فیلم که خاص میباشد پنهان میماند . مسئله بازگشت و مرگ و بالعکس کلیدی ترین نکته فیلم میباشد بازگشت جک جردن به ایمان و دیانت مساوی میشود به مرگ مایکل و دو دختر خردسالش و مرگ مایکل موجبات زندگی دوباره پائول ( شان پن ) که در استانه مرگ قرار دارد را فراهم میکند و حال پائول با یک اسلحه به دنبال کشتن جک راهی میشود کشتن کسی که موجبات زندگی دوباره خود را مدیون او میباشد حال شخصیت جک جردن که اصلی ترین و محوری ترین فرد داستان چه از لحاظ روند داستان و چه از لحاظ شخصیت درونی که اوج فیلم و افول فیلم ( از لحاظ ماجرا ) در این شخصیت شکل میگیرد را مورد نقد قرار میدهم  تا مسئله کمی روشن تر شود 

 جک جوردن  فردی است که در گذشته یک خلافکار به تمام معنا بوده و حال تبدیل به یک مسیحی شده سکانسی در فیلم وجود دارد که او مشغول ارشاد و راهنمایی یک جوان 17 ساله و بزهکار است و خطاب به جوان میگوید “خداوند حتی از رویش یک تار مو روی سر تو خبر داره” یک سکانس فوق العاده جوان کم تجربه مجبور است به حرف کسی گوش کند که بر پیشانی خود سیاه است (ارم زندان ایالتی روی گردن جک جردن) واین جزء همان مسائل انتقادی فیلم میباشد که افراد الوده به گناه مسئول رواج دین میشوند که حتی خود کوچکترین ثباتی در دین ندارند در ادامه وقتی نوجوان با دوست خود در گیر میشود جک جردن وارد ماجرا میشود و با فحش و ناسزا و کتک زدن نوجوان قصد اصلاح او را دارد که با پا در میانی اسقف اعظم قائله ختم میشود .البته این روش  در سایر ادیان الهی دیگر هم توسط اشخاصی مثل جک جردن به شکلی بدتر اجرا میشود  (قصد مقایسه ندارم ) در ادامه جک جردن در یک مزایده و به لطف مسیح برنده یک خودرو میشود تا با ان به امور کار کلیسا بپردازد در همین کش و قوس جک جردن با خودرو اعطایی مسیح مایکل و دو دخترش را زیر میگیرد و به جای کمک از صحنه میگریزد وبعد از گذشت چند روز خود را به پلیس معرفی میکند و حالا جنگ اعتقادی مذهبی جک درون زندان  اغاز میشود جک جردن این بار برعلیه مسیح شعار میدهدو در حالی که با اسقف کلیسا مشغول بحث است  میگوید « من خودم رو وقف مسیح کردم و اون در عوض یه ماشین به من داد تا باحاش بزنم یه مرد و دو دخترش رو بکشم اون (مسیح) حتی توانایی موندن و کمک کردن به اونها رو به من نداد مسیح به من خیانت کرد هیچ جهنمی در کار نیست و جهنم همینجا تو سر منه » بله در واقع حالا جک جردن به همان نوجوان بزهکار تبدیل شده اما نوجوان بزهکار درون خودش و اسقف کلیسا هم با الفاظی مثل حروم زاده و … سعی میکند تا جک بی ایمان را اصلاح کند
21 گرم

بله این واضح و روشن است که ایناریتو به عنوان فیلم ساز دین مسیحیت را به باد انقاد های کوبنده قرار میدهد و راه و روش کشیش ها و ترویج دهندگان دین را مورد تمسخر قرار میدهد شاید جالب باشد بدانید که ایناریتو فرزندش را در دوسالگی از دست میدهد و در پایان فیلم هم وقتی صفحه سیاه میشود شاهد یک دست نوشته هستیم به این معنی که : « خطاب به ماریا الادیا ( همسر ایناریتو) :  انگاه که محصول خراب شده سوزانده شد ، مزرعه افتاب گردان دوباره سبز شد » شاید خود کارگردان هم دچار جنگ اعتقادی شده باشد و از دست دادن فرزندش منسوب به مسیح میداند؟ صد البته این به نوع دیدگاهای تماشاگر فیلم مربوط میشود که چه دیدی نسبت به این نوع دیدگاهای مذهبی داشته باشد . جک جردن حالا به دور از هرگونه اموزه دینی به فطرت خود رجوع میکند و درون خود احساس گناه میکند او همه چیز خود را رها میکند و بعد از ازادی از زندان به دلیل عدم اثبات به یک جای دوردست میرود و درنهایت او با  پائول و کریستین مواجه میشود او خود را تسلیم انها میکند اما پائول توان کشتن جک جردن را ندارد و به دلیل عارضه قلبی دچار تشنج میشود و حالا یکی دیگر از نقاط اوج فیلم را مشاهده میکنیم که جک جردن در یک نمای بسته درون یک وانت در حال رساندن پائول به بیمارستان است حالا و بعد از زمانی که جک جردن به همان چیزی که هست بازگشته و خودش است تبدیل به یک فرشته نجات میشود . و…

در نهایت آن دیالوگ تاریخی شان پن هنگام مرگ روی تخت بیمارستان:

می‌گن درست در لحظه مرگ 21 گرم از وزن کسی که داره می‌میره، کم می‌شه.
و مگه 21 گرم چقدر ظرفیت داره؟
مگه چی از ما کم می‌شه؟
مگه چی می‌شه اگه  ما 21 گرم از دست بدیم؟
با رفتن اون چی می‌شه؟
مگه چقدر ارزش داره؟
21 گرم وزن… یک سکه پنج سنتی
وزن یک مرغ  مگس خوار…یه تیکه شکلات
21 گرم چقدر وزن داره؟
این 21 گرم که از ما کم می‌شه وزن روح ماست. واقعا 21 گرم چقدر وزن داره؟ وزن «بودن» و «هستی» ما چقدره؟

ببخشید که زیاد شد ولی لازم بود ! لازم بود بیشتر از اینا بنویسم ولی حیف که قدرت درک بهتر این فیلم رو نداشتم یا نمیتونم به زبون بیارم  ولی در هر حال شما رو به دیدن این فیلم دعوت میکنم . یکی از دوستان میگفت : این فیلم زندگی منو تغییر داد … . آره میشه! شاید برای شما هم این اتفاق بیفته …

موفق باشید و منتظر نظراتتون هستم

13 نظر to “وزن انتقام چقدر است …”

  1. سعید می گوید:

    سلام

    من اسم این فیلم رو زیاد شنیدم و خیلی وقت ها خواستم ببینمش ولی تا الان قسمت نشده. با خون دن این مطلب حتما میرم دنبالش.

    فرهاد جان اگه تونستی آی دی من در یاهو saeid_zebardast و در جی تاک saeid.zebardast رو ادد کن با هم صبحت کنیم.

    موفق باشی

  2. kz می گوید:

    سلام
    آقا این فیلم شاهکار بود و من تا یه مدت با هاش زندگی می کردم.
    من آپم
    بابای

  3. kz می گوید:

    سلام
    من با راننده تاکسی آپم.

  4. شرقیترین ستاره می گوید:

    سلام
    خیلی خوشحالم که اتفاقی وبلاگ 1 عشق فیلم دیگه رو هم پیدا کردم ………. با اجازه لینک شمار و به وبلاگم اضافه میکنم تا بیشتر ببینمتون………….سر فرصت تمام پستها را خواهم خواند ……………

  5. kz می گوید:

    خوبی ؟ من با نامه هایی از آیوجیما و پرچم های پدران ما آپم ، منتظرتم

  6. kz می گوید:

    سلام
    آقا من اپم بیا یه سر بزن نظر هم بده

  7. قاسم می گوید:

    سلام

    شنیدم که شما دعوتنامه ÷رشیان گیگ دارید

    اگه ممکنه یه دعوتنامه برای من بفرستید

    دعاتون می کنم

    من خیلی وقته دارم دنبالش می گردم

    ممنون میشم

    baboli_964@yahoo.com

  8. moryabdi می گوید:

    ممنون که به وبلاگم سر زدی … تازه الان کامنتت رو دیدم ببخشید که دیر اومدم…

  9. دنا می گوید:

    سلام
    وبلاگ خیلی جالبی دارید.خسته نباسید.
    به منم سر بزنی خوشحال میشم.نظرت درباره ی تبادل لینک چیه؟؟

  10. دنا می گوید:

    سلام
    همسایه شدیم……

  11. نازنین می گوید:

    با سلام من هم این فیلم خارق العاده را دیدم البته چیزی که ادم را تحت تاثیر قرار میده نه جلوه های ویژه استثنایی فیلمه بلکه اون جملات پایانی هست که بیننده را با دنیایی از افکار گوناگون رها میکنه

  12. gandom می گوید:

    سلام
    ممنون که بهم سر زدی
    مطلب خواندنی گذاشته بودی
    اپ کردید بازم خبرم کنید به امید دیدار
    بای

  13. بنفشه محمودی می گوید:

    الخاندور گونزالس ایناریتو از آن پدیده هایی است که باید حضورش را به سینمای جهان تبریک گفت. با سه فیلم بلند برای خودش به ستاره درخشانی تبدیل شده . البته نباید نقش فیلمنامه نویس از خودش خل تر را هم نادیده بگیریم!
    درباره ایناریتو امیدوارم ستاره استعدادش در فیلم های بعدی افول نکند. مثل دوستم دیوید فینچر که در اتاق وحشت دیگر آن کارگردان بی نظیر بازی و باشگاه مشت زنی نبود.
    اگر فیلم بابل ایناریتو را هم ندیده اید دیدنش را به شما توصیه می کنم.

يك پاسخ برايش بگذاريد